سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

385

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

ترجمه و شرح : مبتداء وصفى و شرط آن مصنّف گويد : كلمه اوّل مبتداء و لفظ دوّم فاعلى است كه در مثال « أسار ذان » مبتداء را از خبر بىنياز مىگرداند . شارح گويد : مقصود اينستكه : در جمله « أسار ذان » لفظ « سار » مبتداء وصفى بوده و كلمه « ذان » فاعل آنست چه آنكه « سار » اسم فاعل بوده از اينرو فاعل مىگيرد لذا اگر بجاى آن لفظ اسم مفعول قرار بدهيم كلمه بعد نائب فاعل آن مىباشد و بهرتقدير فاعل يا نائب فاعل مزبور مبتداء را از خبر بىنياز مىگرداند از اينرو در وقت تركيب چنين بايد گفته شود : كلمه « سار » اسم فاعل بوده و لفظ « ذان » فاعل آن و جانشين خبر مىباشد . سپس مىگويد : اين تركيبى كه ذكر شد در هروصفى است كه برادات استفهام اعتماد داشته و اسم ظاهر يا ضمير بارزى را رفع داده باشد چنانچه در مثال : أسار ذان ( يعنى آيا سيركننده هستند ايندو ) كلمه « سار » اسم فاعل از « سار ، يسير » بوده و قبل از آن همزه استفهاميه واقع شده و علاوه برآن كلمه « ذان » را كه اسم ظاهر است بنابر فاعليّت رفع داده . مؤلّف گويد : پس تا اينجا دو شرط براى مبتداء وصفى ذكر گرديد و آن دو عبارتند از : 1 - آنكه اعتماد برادات استفهام داشته . 2 - آنكه اسم ظاهر يا ضمير بارزى را رفع بدهد . قوله : او نائب عنه : يعنى نائب عن الفاعل چنانچه در مثال : أمضروب زيد ، كلمه « مضروب » مبتداء وصفى بوده و « زيد » نائب فاعل و جانشين خبر مىباشد .